بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
268
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
ظاهر كند ابطال كلام مشركين را ، و بعد از هر دو إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ فرمود تا اشارت باشد بر اينكه من شما را از تعطيل بيم ميكنم و همچنين از تشريك نيز شما را بيم ميكنم پس به جهت تسليهء حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله و سلم ميفرمايد كه كَذلِكَ هم چنان كه قوم تو تو را بسحر و جنون نسبت ميكنند ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ نيامد به آنان كه بودند پيش از قوم تو از رسولى إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ مگر كه گفتند آن قوم كه آن رسول يا جادوگرست يا ديوانه . و چون اكثر قوم رسل ما تقدم نسبت سحر و جنون به آن رسل ميدادند لهذا آن را نسبت بهمهء ايشان داده فرموده : إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ أَ تَواصَوْا بِهِ آيا وصيت كرده اول ايشان آخر ايشان را به اين سخن كه نسبت دادن سحر و جنون است بر پيغمبران ؟ استفهام درين جا استفهام انكاريست يعنى وصيت نكردهاند بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ بلكه ايشان گروهىاند از حد اطاعت بيرون روندگان . [ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 54 تا 60 ] فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ ( 54 ) وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ( 55 ) وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ ( 56 ) ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ ( 57 ) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ( 58 ) فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ ( 59 ) فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ( 60 ) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ پس روى بگردان از ايشان يعنى چون مكرر اظهار دعوت كردى بر ايشان و ايشان به جهت اصرار و عناد از آن ابا كردند ، پس از محاورهء ايشان اعراض كن فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ پس نيستى تو ملامت زده نزد حضرت عزت به جهت اعراض تو از ايشان بعد از تكرار دعوت و تبليغ چه درين صورت لوم بر ايشانست كه ترك قبول دعوت تو كردهاند وَ ذَكِّرْ و پند ده اهل ايمان را فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ